نگاهی تازه

نگاهی تازه و متفاوت به دنیـا

نگاهی تازه

نگاهی تازه و متفاوت به دنیـا

نگاهی تازه

چشم انداز وبگاه : نگاهی تازه و متفاوت به دنیـا برای آگاهی بیشتر انسان
ماموریت : نگارش و تولید محتوای مفید در همان راستا
موضوعات تحریریه : اجتماعی - فرهنگی - اقتصادی ( با نگاهی علمی )
نویسنده : زهره دارابیان

آخرین نظرات

روش شهادتخیلی ها خیلی وقت ها خودشون رو جای قهرمان هایی می گذارند که در فیلم ها و قصه ها اون ها رو دنبال می کنند . جای شهید همت ها و باکری ها ، جای آوینی ها و بابایی ها . اغلب فکر می کنند شهادت از دست دادن جان در راه خداست . شاید تعاریف کلاسیک و تئوری گونه دانشگاهی اش همین باشد ، اما ، انسان با ارزش ترین چیزهایی که برای حیات در این دنیا دارد چه چیز هایی است ؟

می شود از روی تعریفی که پس از مرگ انسان روی سنگ قبرش می نویسند پاسخ این پرسش را فهمید . مثلاً می نویسند :

فلانی ، فرزند ... ، تولد : سال فلان ، فوت : سال فلان

موجودیت انسان در این دنیا یک بازه دارد که آن را با واژه ای به نام زمان معنی می بخشند . با ارزش ترین چیز این دنیا برای انسان زمان است . کما اینکه در نشانه های قرآنی اش داریم دوزخیان برای فرصت های از دست رفته در دنیا افسوس و حسرت خواهند خورد و به خداوند التماس می کنند که زمانی به ما بده تا جبران کنیم .

کسی که شهید می شود ، طبق تعاریف کلاسیک ، در واقع پرونده دنیایی اش را با یک تفکر متعالی می بندد و خود را در راه باورهایش قربانی می کند ، اما آیا واقعاً خودش را قربانی کرده است ؟

خیــر او لحظاتی را که قرار بوده در این دنیا باشد ، پیش خانواده اش باشد ، به کار و زندگی اش برسد ، با دوستانش سر کند ، به علائقش بپردازد قربانی کرده است ، به این منظور که سایر انسان ها آسایش داشته باشند و یا چیزی را بفهمند .

خیلی از آدم ها هستند که تمام این لذت ها را در این دنیا بدون اینکه ناگهانی به مرگ برسند ، از کف می دهند ، زمان خود را بدون هیچ چشم داشتی در طبق اخلاص قرار می دهند تا خلق خدا آسایش داشته باشند و یا چیزی بفهمند . چرا که آگاهی انسان کاری است که خداوند می خواهد تحقق بگیرد و بارها در نشانه های قرآنی اش می فرماید :

" آیا آنان که می دانند با آنان که نمی دانند یکسانند ؟ "

" آیا آن ها که می فهمند با آن ها که نمی فهمند ، برابرند ؟ "

" آیا آنان که می اندیشند با آنان که اهل تفکر نیستند فرقی نمی کنند ؟ "

دوستی از شهید آوینی نقل می کرد : کار خودتــان را بــرای خدا انجــام ندهید ! کار خـدا را انجــام دهــید .

چند وقتی بود این جمله در ذهنم خاک می خورد .

چندین سال است که تمام نه اما بخش اعظم زمان خود و خانواده ام را صرف آگاهی کرده ام . اما شاید بیشتر بخاطر خودم بوده است که دوست نداشتم به قول معروف : بین یک عده ... زندگی کنم و احساس اینکه جامعه ام از آگاهی و اندیشه کمبود های زیادی دارد و از آن رنج می برد برایم زجر آور بوده است .

اما امروز یاد گرفتم که جانشین او باشم ، سعی کنم صبور تر باشم ، اندیشه را هرگز از سفره خانواده ام حذف نکنم . سعی کنم زمانم را با یک باور و فرهنگ درست شهید کنم . شهید کردن زمان خیلی بهتر از تلف کردن آن است .

لازم نیست هم زمان در همه جا باشم و غصه تمام عالم را به دوش بکشم . لازم نیست بخاطر کشتارهای خاورمیانه ، افریقا و ... اندوهگین باشم . لازم نیست همه ما کمربند نارنجک به خود ببندیم و با انفجارهای انتحاری جان عده ای را بخریم .

اما لازم و حیاتی است که اگر کسی ذره ای چیزی را در این دنیا درک کرده است آن را با هم نوعانش به اشتراک بگذارد . چگونه است که اشتراک گذاشتن جوک و لطیفه و سرگرمی وظیفه ما شده است برای شاد کردن دل هم وطنانمان ؟ اما به اشتراک گذاری اندیشه تا این جا نزول کرده است ؟

بگذارید تا شهید بشوید . زمانتان را در راه چیزهای خوب شهید بکنید ، من ایمان دارم شما ثواب شهادت در راه خدا را خواهید برد .

این سوال که سال هاست از من پرسیده می شود :

چی توش داره ؟

پولی هم ازش در میاری ؟

چیزی که توش پول نباشه که به درد نمی خوره .

یعنی همین جوری فی سبیل الله ؟!! که نمیشه

و از این دست ...

من هیچ گاه ندانستم که چطور پاسخ بدهم . گویی علاقه ای به صرف زمان بدون درآمد داشته ام . نهایت چیزی که می گفتم این بوده است : خُب خودم هم علاقه دارم بهش و ... . اما امروز پاسخ تمام این پرسش ها این است :

من سعی می کنم در حد خودم زمانم را شهید کنم ، تا شهید شوم برای اینکه کار خدا را در حد توان و آموخته هایم به درستی انجام دهم .

هر چند فحش می خورید و ناسزا می شنوید اما به راستی شهادت شما که زمانتان را صرف آگاهی بخشی به مردم نموده اید بالاتر نیست ؟ چرا که مردم حتی بی رحم ترین هایشان از شهدا بد نمی گویند و ته دلشان آن ها را دوست دارند ، ولی کسانی که وقتشان را شهید می کنند تا به مردم یاد بدهند چگونه زندگی کنند مدام در عذاب و شکنجه و لبریز از ناگفته ها و دردهایی هستند که نمونه اسطوره ای اش می شود : مولا امیر مومنان که سر در چاه می کند و با او سخن می گوید و هنگامی که ضربت می خورد رستگار می شود ، چرا که در بین ما جاهلان و کاهل مغزها عذاب می کشیده است و کسی چه می داند در دل مولا چه می گذرد ؟

 

"و من الله التوفیق"

 

 

نظرات  (۱)

بسم الله الرحمن الرحیم 
خدایا بحق بخشندگی خودت و بحق رادمردی ابالفضل العباس تمام شیعیان رو در دنیا و آخرت حافظ باش و نگاه مخصوصی به شیعیانت داشته باش. خدایا میدونم خیلی خیلی پستم و لیاقت اسم شیعه رو ندارم اما بحق ولایت مولا علی از شیعیانت بگذر و مگذار در دنیا و آخرت سرافکنده باشن کاری کن نام شیعه و شیعیان چه در دنیا و چه در آخرت تابناکتر از همه باشه و هیچ شیعه و دوستدار شیعه ای رو در عذاب قرار مده . خدایا از سر تمام بدی های منم بگذر که جز تو پناهی ندارم. امیدوارم بخاطر رضای خودت از من سراپا گناه بگذری. آرزوم اینه همه مردم ایران در بهشت باشن منم یکی از اون مردم. خدایا دلم شکسته از ته دل آرزو کردم تو رو خدایی خودت همه ما رو بیامرز و بهمون سخت نگیر ای مهربانترین مهربانان و ای قدرت مطلق. 

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی