نگاهی تازه

نگاهی تازه و متفاوت به دنیـا

نگاهی تازه

نگاهی تازه و متفاوت به دنیـا

نگاهی تازه

چشم انداز وبگاه : نگاهی تازه و متفاوت به دنیـا برای آگاهی بیشتر انسان
ماموریت : نگارش و تولید محتوای مفید در همان راستا
موضوعات تحریریه : اجتماعی - فرهنگی - اقتصادی ( با نگاهی علمی )
نویسنده : زهره دارابیان

"چشم ها را باید شُست" ؛
این شستشو آب نیاز دارد ؛
آب روشنایی است ؛
آب آگاهی است ؛
و در این بی آبی چشمه های خشک و جهالت را چه کنیم ؟
"جور دیگر باید دید" !
آب بها باید داد ،
از برای این آگاهی .

آخرین نظرات

۲۳ مطلب با موضوع «از دل جامعه» ثبت شده است

در این نوشتار سعی کردم فیلم "رگ خواب" را برای شما از دید روانشناسی شخصیت ، با متد روان تحلیل گر "یانگ" مدل طرحواره ای (Schema) تحلیل کنم . این نوشته دستاوردی از تلاش من در سبک طرحواره درمانی و دو بار تماشای فیلم دیدنی "رگ خواب" است . امیدوارم از متن خوشتون بیاد و از بار معنایی اون که صرفاً یک نقد فیلم ساده نیست استفاده ببرید هر چند ممکنه کم و کاستی هایی هم بخاطر بی سوادی من وجود داشته باشه . دوست دارم فیلم های خوب رو با درک عمیق و نگاه معنادارتری ببینم و این تجربه دلچسب رو به هم وطنانم منتقل کنم . دعوت می کنم در ادامه با خواندن متن زیر یک بار فیلم را روی نوشته های من بازخوانی و مرور کنید .                                                                ارادتمند ، زهره دارابیان
 

نقد فیلم رگ خواب لیلا حاتمی

رگ خواب

 

غمگینانه ای که دنیای تنهایی های یک زن بی پناه و پر از درد را چنان هنرمندانه به تصویر می کشد که گویی نویسنده یا کارگردان یا حتی بازیگر اصلی فیلم هر یک جداگانه این شخصیت را زندگی کرده اند !

رگ خواب زندگی دخترکی تنها ، با حجم اندوهی به وسعت عالم است که با خود به دوش می کشد . اندوهی که بخاطر ناراضی بودن پدرش از خود به دوش دارد ؛

غم تنهایی و حس بی ارزش بودن که باعث می شود خودش را به خودیِ خود عمیقاً دوست نداشته باشد ؛

محبت و عشق گمشده ای که با جدایی عاطفی از پدر ، مرگ مادر در کودکی ، جدایی از همسر و شکست عاطفی در زندگی مشترک گره خورده در طول مسیر فیلم بواسطه آشنایی با مردی به نام کامران بتدا التیام می یابد و بارقه هایی

  • زهره دارابیـان

کتاب فروش مطالعه

به مناسبت این روزها که نمایشگاه کتاب برگزار شده و نگرانی های موجود از کم بودن مطالعه کتاب در ایران نقل همه محافل و برنامه های تلویزیونی است و نیز بر حسب اتفاق سر زدن بنده به یکی از کتابخانه های عمومی یک سری نکات به ذهنم رسید به عنوان خواننده کتاب که گفتم بد نیست بنویسمش ، تا شاید کسی دید و خواند و تغییری در نگرش ما به کتاب و کتابخوانی صورت گرفت .

  • زهره دارابیـان

یکی از سوژه های داغ برای کارآفرینی به شکل تولید یا عرضه محصول یا خدمات موضوع "تنبلی" است . شاید کمتر کسی تا به حال مستقیماً به این شکل این موضوع را مطرح کرده باشد . ولی با بررسی خیل عظیمی از اختراعاتی که در طول روز با آن ها سر و کار داریم پی خواهیم برد بسیاری از آن ها برای اینکه ما آدم ها هر روز تنبل تر و کم تحرک تر می شویم ساخته شده اند .

کنترل تلویزیون تنبلی

مثلا ً نمونه بارزش کنترل تلویزیون است که نماد تنبلی موقع تماشای تلویزیون است . وگرنه واقعا انرژی مصرف شده برای پیاده روی تا پای دستگاه تلویزیون و عوض کردن کانال یا تغییر صدا واقعا انقدر زیاد بود که کنترل از راه دور ضروری به نظر برسد ؟ یا انقدر این کار سخت بود که نتوانیم یک روز تصور کنیم کنترل از راه دور تلویزیون ما گم شود ؟ اصلا مگر چنین اتفاقی امکان دارد ؟

  • زهره دارابیـان

ادامه انقلابعوض شدن جهتِ حرکت صرف ، به معنای بهبود شرایط نیست .

بهبود شرایط تلاش شبانه روزی می خواد

حذف تنبلی از قاموس تمام مردم رو می طلبه
انقلاب ، انقلابِ در اشخاص و مسئولین نبوده ، هر چند بی تاثیر هم نبود
انقلابی که امروز از نگاه حتی نسل انقلابی ما مضحک شمرده می شه و تا سر حد سوژه ای برای جوک و لطیفه نزول کرده ، انقلاب در مسیر بوده  
اگر برخی از رهروان این مسیر افراد ناشایست و بی لیاقتی هستند ، مشکلی نیست ، برای تخلیه خودت ناسزا بگو

ولی از راه بیرون نرو

راهی که سید رضا های زیادی عرفانی و پاک بدون هیچ شیله پیله ای در آتش سوختند ، خاکستر شدند و داغ بر دل گذاشتند ( به یاد شهید عزیزم ، سید رضا عرفانی که در حادثه انفجار اتوموبیل جنگی به عنوان راننده در منطقه فکه پایش به لبه در گیر کرده و نتوانست بیرون بپرد و سرانجام یک مشت خاکستر به مادرش تحویل دادند )

  • زهره دارابیـان

سبک زندگی پیامبر   امروز وقتی حالم خیلی بد بود و در محل کار بودم بعد از نهار دیدم واقعا قادر به بیدار ماندن نیستم ، هر چه فکر کردم جایی برای خوابیدن نداشتم غیر از مسجد کنار خیابان . به مسجد رفتم ، پایان نماز جماعت بود و خانم ها در صف مشغول صحبت بودند ، من که نمی خواستم حالت بی حرمتی و بی احترامی باشد یک مهر و یک جلد قرآن جلوی خودم گذاشتم و چادرم را روی سر کشیدم و مدتی نشستم تا خلوت شود تا شاید بتوانم در حد نیم ساعت دراز بکشم ، چشم هایم را ببندم و استراحت کنم تا حالم بهتر شود . شدیدا به خواب نیاز داشتم . مدتی طول کشید تا مسجد خالی شد . نمی دانستم در مسجد را بعد نماز می بندند یا خیر .

  • زهره دارابیـان

تولد مرگعطر گل ، زمزمه نواهای دل انگیز و خوب ، لباس های آراسته و مرتب ، استحمام و طراوت ، جمع شدن و دیدار یکدیگر و دیگر هیچ ...

این ها همه ما را یاد لحظاتی ناب می اندازد ، لحظاتی که شاید سال ها در انتظار و آرزویش صبوری ها کنیم . ثانیه هایی عاشقانه ، هیجانات و احساساتی خالص که کمتر می شود آن ها را یافت . دقایقی که ترجیح مان این است که در کنار همدیگر سپری کنیم تا همه حس های خوبمان را با هم شریک شویم .

شراکت در احساسات همدیگر و دیگر هیچ ...

گویی این لحظات انسان به انسانیت نزدیک تر می گردد . چه منتظر دیده گشودن نوزاد تازه از ره رسیده ای باشی ، چه در لحظه ناب وصلت دو یار عاشق همراهیشان کنی ، چه آن هنگام که به دیدار بیماری می روی و چه آن وقت که عیدی در پیش است و لحظاتی در دگرگونی زمین و زمان تو را آنگونه به وجد می آورد که هیچ ثانیه ای با آن قابل تعویض نیست .

  • زهره دارابیـان

قهر و آشتیصدای بچه ها حیاط شهرداری را پر کرده است . صدای دویدن ها و زمین خوردن ها . هیاهو و جیغ و دادی برپاست و بچه های کار که روزها را در خیابان ها مشغول دست فروشی هستند به دنبال یکدیگر می دوند و جیغ می کشند و بازی می کنند .
 

در این میان دخترکی که لباس هایش مثل کولی هاست چند طبقه و روی هم هر چیزی که دستش رسیده روی دیگری به تن کرده است ، تنها به گوشه ای تکیه داده و مثلا قهر کرده . دوستانش  نگاهش می کنند سکوت می کنند و انگار دوست دارند دوباره به جمع آن ها بیاید . معلوم نیست به چه دلیلی دخترک تنها خودش را لوث می کند و قیافه اش را بغض زده می کند . دوستانش کمی خسته شده اند از اینکه او چیزی نمی گوید می روند کمی آن طرف تر و دوباره دست های هم را می گیرند و چنان بالا و پایین می پرند که انگار دارند در آسمان پرواز می کنند و چرخ می خورند .

  • زهره دارابیـان

فیلسوفدقت کرده اید از بعد از چندین صد سال و چندین هزارسال گذشته در ایران هرگز افرادی به نام در تفکر و فلسفه و ماهر در شناخت جهان هستی همچون بوعلی سینا ، ملاصدرا ، ابوریحان ، رازی و ... متولد و یا تربیت نشده اند ! شاید برای شما هم سوال باشد چرا این اتفاق افتاده و ما قرن ها یا شاید سال هاست نمونه های مشابه این دانشمندان را تجربه نکرده ایم .

برای مثال آخرِ همه فیلسوفان معاصر افرادی می شوند که تمام عمر خود را صرف تحلیل و بررسی و نظریه پردازی پیرامون نظریه های همین دانشمندان صاحب نام بین المللی می کنند و ظاهراً چیز چندان شگفت و نویی برای بروز و ظهور به عرصه علم در چنته نداشته اند . آیا واقعا ما به انتهای علم و مرزهای دانش نزدیک شده ایم یا همه چیز در فلسفه و عاوم طبیعی کشف شده است که اینگونه کشتی علم و دانش تمدن ایرانی به گل نشسته است ؟

چرا دانشمندانی که آوازه شان در سرتاسر دنیا بپیچد و شاخه های علوم را متحول کنند اینقدر کم شده اند ؟

  • زهره دارابیـان

نقد خانه سبزبه مناسبت پخش سریال خانه سبز از شبکه 2 سیما ، پایان سال 93 (انتشار با تاخیر) :
سال ها پیش وقتی برای نخستین بارها در سنین نوجوانی سریالی به اسم "خانه سبز" پخش می شد با خودم می گفتم چقدر لوث و بی مزه است ! اصلاً جذابیتی برایم نداشت و تنها برای سرگرمی می دیدم ، اما امسال (1393) که این سریال برای چندمین بار از تلویزیون پخش می شد یک قسمتش را بطور اتفاقی تماشا کردم و مخاطب پر و پا قرصش شدم و احساس کردم چقدر آموزنده بوده ، آن هم در 18 سال پیش ، مطرح کردن چنین مسائلی که امروز در کتاب های روان شناسی به ویژه در حوزه روابط همسران می خوانیم و باب شده چقدر زیبا و کاربردی در این مجموعه به تصویر کشیده شده و چقدر از نظر فرهنگی جزء جزئش درست و به جا چیده شده اند .

 

امروز می خواهم درباره یک بخش کوچک و جالب توجه سریال خانه سبز که در ساخت فرهنگ "سبز و همیشه سبزِ" مردم سبزِ من بسیار به جا به آن پرداخته شده بنویسم . این موضوع مربوط می شود به کاراکتر محبوب و پرانرژی این سریال یعنی آقای فرید جنگل برد (Jungle Beard=پرنده جنگل) .

  • زهره دارابیـان

تشخیص محصولات تقلبیقسمت ششم (آخر) : چه کنیم تا از خرید محصولات غیر اصل (کپی) در امان باشیم ؟

چند راه وجود دارد که قبل از پرداخت پول به یک محصول بتوانید از اصالت آن تا حدی مطمئن شوید . قبل از هر چیز به موارد زیر توجه کنید :

 

لوگو یا نشان :

  • زهره دارابیـان